زندگی نامه سردار شهید غلامعلی دریانبرد
نام: غلامعلی
نام خانوادگی: دریانبرد
نام پدر: اسماعیل
محل تولد: بندر ترکمن
تاریخ تولد: 1340
وضعیت تاهل: متاهل
عضویت: سپاه پاسداران
آخرین مسئولیت: فرماندهی گردان
محل شهادت: بوکان
تاریخ شهادت: 1363
زندگی نامه سردار شهید
بیستم مهر 1340ه ش در بندر ترکمن به دنیا آمد. او در خانوادهای متوسط متولد شد. مادرش سید بودوبا دلسوزی و مهربانی غلامعلی را تربیت کرد. خواهرش می گوید:" کودکی شیرین و خواستنی بود,و چهرهای مظلوم داشت, پدر و مادرم از بچهگی علاقة زیادی به او داشتند و سعی میکردند تمام وسایل را حتی او را فراهم کنند تا هرگز کمبودی در زندگی نداشته باشد. "
غلامعلی وقتی سن نوجوانی رسید, خوش برخورد, مومن و معتقد به دین اسلام بود و حجب و حیای مخصوصی در نگاه و رفتارش دیده می شد.
خواهرش می گوید:" هرگز دروغ نمیگفت و حرف بزرگترها را گوش میکرد, حرف زشت به زبان نمیآورد و برای همه احترام قائل بود. "
اودوران دبستان و راهنمایی را در شهر بندرترکمن به اتمام رساند و دوران دبیرستان را در هنرستان صنعتی گرگان ودر رشته برق سپری کرد. دوران تحصیلات دوره دبیرستان غلامعلی همزمان بود با سالهای پایانی و نفس گیر مبارزه با حکومت پهلوی,با اوجگیری انقلاب اسلامی به رهبری پیامبر گونه امام خمینی(ره),غلامعلی نیز مانند مردم خداجوی ایران به سیل خروشانی پیوست که می رفت تا ریشه استبداد ووابستگی ایران بزرگ را برای همیشه قطع کند.
او در تمام عرصه های مبارزه با حکومت طاغوت شرکت فعال داشت و هرگز دست از مبارزه بر نکشید. افشا سازی مفاسد بی شمار حکومت پهلوی وروشنگری های او درقالب نشریه های تهیه شده با ابزار اولیه در کناراطلاعیه ها وپیامهای حضرت امام(ره)نقش مهمی در آگاهی مردم بندرترکمن وگرگان داشت.
برادرش می گوید:" تا پیروزی انقلاب فعالیت فراوانی داشت و حتی یادم هست که در روز پنجم آذر در گرگان که روز خونینی بود شرکت کرد. هرگز دست از مبارزه بر نمیداشت,از مواجه شدن با خطر ترسی نداشت, هرگز دوست نداشت بیتفاوت از کنار اینهمه بیعدالتی و ظلم و ستم راحت بگذرد. "
بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی با تشکیل انجمن اسلامی در بندر ترکمن شروع به فعالیتهای مذهبی و فرهنگی کرد و از بسیجیان و جهادگران کارآمد شد. او اقدام به پخش و تهیه نشریهای به نام ندای کودک کرد. تمام مطالب آن راخودش تهیه و منتشر میکرد.
با فرمان تاریخی امام وترغیب جوانان به سازندگی روستاهاو مناطق محروم کشور به جهادسازندگی سابق پیوست و در مدت خدمت خود در این نهاد خدمات شایانی از خود به یادگار گذاشت.
او در جهاد سازندگی هم دست از کارهای فرهنگی برنداشت وبا انتشار نشریهها و جزوات سعی و کوشش فراوانی در محو آثار شوم باقیمانده از دوران ستم شاهی و اشاعه فرهنگ اسلام ناب محمدی داشت.
خدمت 2 ساله غلامعلی دریا نورد در جهاد سازندگی بسیار موفقیت آمیز بود,با عزیمت به خدمت مقدس سربازی وحضور در یگان هوا برد شیراز دوران نقش آفرینی اودر جبهههای جنگ آغاز شد.
غلامعلی پس از پایان خدمت سربازی اش از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرگان وبه صورت داوطلبانه برای مبارزه با گروهکهای داخلی و دشمنان خارجی انقلاب اسلامی به کردستان رفت. او در سپاه بوکان به مبارزه با ضدانقلاب پرداخت. مدتی از حضورغلامعلی در جبهه کردستان می گذشت که به عنوان فرمانده گردان ویژه نبی اکرم (ص)منصوب شد.
مادر شهید می گوید:" خیلی کم و هر چند وقت یکبار به دیدن ما میآمدو یا از طریق تلفن تماس میگرفت و خبر سلامتی خود را به ما اعلام می کرد. همیشه در تمام عملیات موفق و سربلند بود,وقتی برای آخرین بار به دیدن ما آمد به همه فامیل و دوستان و آشنایان سرزد و از حال همه جویا شد و از من و خواهرم خواست که با هم به زیارت امام رضا(ع) برویم. هر جا که میرفت به همه میگفت که انشاءالله این دفعه شکلات پیچ پیش شما میآیم. از شهادت هراس نداشت و باعث افتخار او بود. وقتی که برای آخرین بار به جبهه رفت مدتی بعد خبر آوردند که در یکی در درگیری با ضدانقلاب به شهادت رسیده است. دوستانش می گفتند قبل از شهادت به حمام رفته بود و غسل شهادت کرده بود و لباس نوپوشیده بود و آماده شهادت شده بود,او می دانست که در این عملیات به شهادت می رسد. " سرانجام غلامعلی دریا نورد پس از سالها مجاهدت وتلاش در راه اعتلای اسلام ناب محمدی در در چهارم تیر ماه 1363 به درجه رفیع شهادت رسید.
وصیت نامه سردار شهید
سرانجام غلامعلی دریا نورد پس از سالها مجاهدت وتلاش در راه اعتلای اسلام ناب محمدی در در چهارم تیر ماه 1363 به درجه رفیع شهادت رسید.
خاطرات سردار شهید
مادر شهید می گوید:" خیلی کم و هر چند وقت یکبار به دیدن ما میآمدو یا از طریق تلفن تماس میگرفت و خبر سلامتی خود را به ما اعلام می کرد. همیشه در تمام عملیات موفق و سربلند بود,وقتی برای آخرین بار به دیدن ما آمد به همه فامیل و دوستان و آشنایان سرزد و از حال همه جویا شد و از من و خواهرم خواست که با هم به زیارت امام رضا(ع) برویم. هر جا که میرفت به همه میگفت که انشاءالله این دفعه شکلات پیچ پیش شما میآیم. از شهادت هراس نداشت و باعث افتخار او بود. وقتی که برای آخرین بار به جبهه رفت مدتی بعد خبر آوردند که در یکی در درگیری با ضدانقلاب به شهادت رسیده است. دوستانش می گفتند قبل از شهادت به حمام رفته بود و غسل شهادت کرده بود و لباس نوپوشیده بود و آماده شهادت شده بود,او می دانست که در این عملیات به شهادت می رسد.
- ۹۴/۰۹/۲۳