.

.

.

.

بایگانی

زندگی نامه سردار شهید ایرج رضا زاده

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۳۳ ب.ظ


زندگی نامه سردار شهید

نام: ایرج

نام خانوادگی: رضازاده

نام پدر:

محل تولد: بندر ریگ در استان بوشهر

تاریخ تولد: 1340

وضعیت تاهل: متاهل

عضویت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

آخرین مسئولیت: فرمانده گردان امام محمد باقر (ع)

لشکر25 کربلا

شهادت در عملیات:

تاریخ شهادت:65

 


سردار شهید ایرج رضا زاد

سال 1340 ه ش در بندر ریگ در استان بوشهر متولد شد. ایرج در تهران متولد شد,اودوران دبستان,راهنمایی و دبیرستان را در تهران گذراند,پدرش نظامی بود اما با مبارزات سیاسی که با حکومت خائن شاه داشت و اختلافات زیادی با فرماندهانش در ارتش بازداشت شد.

از آن پس ایرج و برادر بزرگتر ش مجبور شدند در کنار تحصیل کارکنند تا بتوانند زندگی خانواده را اداره کنند.

در سال 1357 با پیروزی انقلاب پدرایرج نیز مانند دیگر زندانیان از زندان آزاد شد. ایرج که حتی فکر خدمت سربازی برای حکومت پهلوی را به ذهنش راه نمی داد,در همان سال تصمیم گرفت به خدمت سربازی برود ابتدا دوره آموزشی را در پایگاه نیروی هوایی در نزدیکی فرودگاه مهرآباد سپری کرد و بعد در سایت نیروی هوائی دردزفول مشغول خدمت شد.

او در روزهای آغاز جنگ مجروح شد ودر بیمارستان نیروی هوائی بستری شد و به دلیل شدت جراحات از ادامه خدمت سربازی معاف شد اما پس از بهبودی به جبهه برگشت.

مدتی بعد در سازمان انتقال خون گرگان مشغول خدمت شد. ایرج از مدتی پیش به آنجا مهاجرت کرده بود.

اودرسال 1361 با خانواده ای روحانی آشنا شد وبا دختر این خانواده به نام فاطمه حسینی پیمان ازدواج بست.

در ماه محرم سال همان سال پدرش در جبهه سومار به شهادت رسید و پیکر مطهراودر روز عاشورا در تهران تشییع و در بهشت زهرا آرام گرفت.

ایرج رضازاده از روزهای آغاز جنگ که در جبهه مجروح شد بارها در جبهههای جنگ حضوریافت.

اوابتدا به عنوان یک نیروی عادی در جبهه حضور می یافت اما مدتی بعد وقتی فرماندهان به شجاعت وتوان فرماندهی او پی بردند,ایرج را در سطوح مختلف فرماندهی به کار گرفتند.

سال 1365اوفرماندهی گردان امام محمدباقر(ع)را درلشکر25کربلا به عهده داشت. او با حضور مقتدرانه در عملیات کربلای 5کارنامه درخشانی از خود به یادگار گذاشت ودر اسفند ماه این سال به شهادت رسید.

او14 بار به جبهه رفت وپیکرمطهرش پس از شهادت سالها مفقود بود,مدتها بعد باجستجوهای زیاد در 24/06/66 توسط جستجوگران پیکرهای مفقودان جنگ تحمیلی,پیکرش مورد شناسایی قرارگرفت وپس ازتشیع در گلزار شهدای گرگان که خودش وصیت کرده بود آرام گرفت.

از ایرج دوفرزند به نام های رضا وخدیجه به یادگار مانده است.



وصیت نامه سردار شهید

بسم الله ارحمن الرحیم

خدایا معتقدم به تو و به پیامبر تو و به ائمه معصومین (ع) که جانشینان بر حق پیامبر تو هستند ومعتقدم به فروع دین و روز جزا.

پروردگارا از تو می خواهم که پیکرم را با خونم غسل دهی.

معبودا با زبانی پر از گناه می گویم العفو.

پروردگارا این حقیر خود رانشاخت و دین خود را با شناختی عمیق دنبال کرد و نهایتا در سرزمین جنگجویان اسلام مسکن گزید. مولای من حقیر بسوی تو می آید که به زندگی دنیا پشت پا زده و با بزرگترین سرمایه وجود خودیعنی جان پای به میدان نبرد گذاشته و از حریم اسلام تا آخرین قطرات خونم محافظت میکنم.

ای مردم ایران و جهان و ای مسلیمن کره ارضی بدانید که سید بزرگوار مرجع عالم تشیع حضرت امام روح خمینی نایب امام زمان واحیا کننده دین اسلام درقرن چهاردهم می باشد,پس این نعمت الهی را ارج نهیم که هر کسی مطیع امرش باشد مطیع امر مولا امام زمان است و هرکس که خلاف امرش نماید خلاف امر مولای امام زمان نموده است.

و پیامی به خانواده ام:

مادرم شما باید افتخار بکنید که فرزندی خداوند به شما داد که همانند پدر دلاورش عرصه را بر خفاشان کور دل بعثی تنگ نماید و همانند آذرخش سینه پلید سیاه آنها را نشانه گرفته این مزدوران را به دیار نیستی روانه می کند.

مادرم شمابر گردنم زیاد حق دارید و انشاالله در روزقیامت جبران این همه زحماتت را به اذن خدا با شفاعت جبران خواهم کرد.

همسرم فرزندانم را طبیعتی نیکو کن رضایم را چنان تربیت کن که راضی به رضای خدا باشد و راه پدرش را ادامه دهد. و دخترم خدیجه را تربیتی نیکو کن که زینب وار رسالت خون پدرش و پدربزرگش را ادامه داده و مبلغ دین اسلا م باشد.

پدرخانم عزیزم که خلع نبودن جسمانی پدرم را پر کرده ای از تو می خواهم که در نبودش و بعد از شهادت من فرزندانم را سرپرستی نمایی که انشاالله خداوند اجرش راضایع نفرماید.

معبودا، ای سید آقایم بسوی تو رجعتی را آغاز کردم,مرا بپذیر و در آخر برادر خانم عزیزم در نبود من از خواهر خودت و خواهر زاده هایت مراقبت کن و درنبود من محبت زیادی به آنها کن.

برادر خانم عزیزم اگر از من بدی دیدی من را ببخش.

خداوندا انشاالله همه مسلمین راموفق و منصور بدارد, دیگر عرضی ندارم.

برادران عزیزم و خواهرمهربانم از شما استدعا دارم که راه مرا آگاهانه عاقلانه و با درایت کامل ادامه داده و پرچم و بیرق افتاده را با دست توانایی خودتان دوباره به احتزاز در آورید.

والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته


 

خاطرات سردار شهید

او14 بار به جبهه رفت وپیکرمطهرش پس از شهادت سالها مفقود بود,مدتها بعد باجستجوهای زیاد در 24/06/66 توسط جستجوگران پیکرهای مفقودان جنگ تحمیلی,پیکرش مورد شناسایی قرارگرفت وپس ازتشیع در گلزار شهدای گرگان که خودش وصیت کرده بود آرام گرفت.

خاطرات سردار شهید

 

خاطرات سردار شهید

 

خاطرات سردار شهید

 

خاطرات سردار شهید

 

  • هادی عرب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی