.

.

.

.

بایگانی

زندگی نامه سردار شهید سید محمد طاهر طاهری

پنجشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۳۶ ب.ظ


زندگی نامه سردار شهید

سید محمد طاهر طاهری
    
نام پدر : سید حبیب الله
   
محل شهادت : جزیره مجنون

تاریخ تولد : 1338
   
تاریخ شهادت : 5/12/1363

زندگینامه شهید:

شهید سید محمد طاهر طاهری سال 1338 در نجف اشرف و در یک خانواده‌ی متدین و روحانی بدنیا آمد. پدرش به لحاظ علاقه به جدّ بزرگوار خود و ادای دین به فرزند، نام نیک محمد را بر او نهاد. چون خون سادات در رگهایش جاری بود. دوران کودکی‌ش را در خانواده‌ای متشرع و در جوار بارگاه ملکوتی، اول مظلوم عالم حضرت علی‌ابن‌ابیطالب(ع) گذراند.

او تمامی مراحل تحصیل را یکی پس از دیگری، با موفقیت پشت سر گذاشت. پس از اخذ مدرک دیپلم، همراه خانواده به گرگان مهاجرت نمود و در حوزه‌ی علمیه‌ی امام صادق(ع) مشغول تحصیل شد خط زیبایی داشت و سعی می‌کرد روایات و جملات زیبای امام(ره) را با خطی خوش تحریر و تکثیر نماید و در «مسجدالرضای» گرگان در اختیار عموم قرار دهد.

شهید طاهری بعد از مدتی وارد دانشگاه شد و سعی می‌کرد با تلفیق حوزه و دانشگاه، معرفت و شناخت خویش را گسترش دهد. پس از مدتی، وی موفق به اخذ مدرک لیسانس شد و در حوزه نیز تا مرحله‌ی «رسائل» پیش رفت و پس از فارغ‌التحصیلی به عنوان دبیر در یکی از آموزشگاه‌های شهرستان بجنورد مشغول تدریس شد و اوقات فراغت خود را صرف آموزش احکام دین و نیز اقامه‌ی نماز جماعت سپری می‌کرد.

با شروع جنگ تحمیلی، بنا به فرمان امام امت(ره)، حضور در جبهه را بر امر تدریس ترجیح داد به‌همین دلیل به عضویت سپاه پاسداران استان خراسان درآمد و همراه لشکر «نصر» به میدان نبرد اعزام شد و در آنجا مسئولیت برنامه‌ریزی کلاس‌های لشکر را برعهده گرفت.

او جوانی محجوب، متواضع، با اعتقاداتی راسخ و اخلاق پسندیده بود و از هنرمندان متعهد جامعه محسوب می‌شد.

سرانجام شهید طاهری در اسفندماه سال 1363 در «جزیره مجنون» با مزدوران بعثی به نبرد می‌پردازد و به هنگام بازگشت از یکی از روستاهای آزاد شده به دست رزمندگان، مورد حمله‌ی دشمن بعثی قرار می‌گیرد و مجروح می‌شود. پس از این واقعه جهت مداوا به همان روستا منتقل می‌شود و بعد از آن ماجرا مفقود می‌گردد . پیکر مطهرش بعد از سالها در سال 1387 طی مراسمی با شکوه در گرگان به خاک آرامید.

فرازی از وصیت نامه شهید:

امروز روز بزرگی است، آنچه به نظرم می‌رسد آن است که انقلاب اسلامی نیاز به روحانی خوب دارد. لذا حوزه‌ها خیلی کمبود دارند باید به همه جوانان مستعد و علاقه‌مند بگویم اینکه معدن جوشش و سرزمین مقدس دنیا حوزه‌هاست. حوزه‌ها را گرم‌تر و پرجوش‌تر کنند با این حوزه‌ها می‌توان جهانی را نجات داد.

خدایا حیاتمان را سعادت و مرگمان را شهادت قرار ده.

همیشه بر نفستان غلبه داشته باشید. حالا دوستان و برادران مقداری روی خودتان فکر کنید و ببینید در کجا نقص دارید، همانجا را ترمیم کنید.

از نظر اعتقادی خودتان را بسازید. خودسازی کنید؛ روزه بگیرید؛ امام را تنها نگذارید و همیشه امام را دعا کنید و یاور امام باشید. سنگر خودتان را خالی نکنید؛ در هر لباس که هستید.


وصیت نامه سردار شهید

بسمه تعالی

وصیت نامه

اینجانب سید محمد طاهر طاهری دارای شناسنامه 17201 /صادره از نجف/ فرزند حبیب الله

اشهد ان لااله الاالله

واشهدان محمداً صلی الله علیه و اله عبده ورسوله

و اشهد ان علیاً واولاده المعصومین حجج الله –والا ئمه اثنا عشر

واشهد ان المهدی امام زماننا ، غائب من انظارنا ، اللهم عجل فرجه واجعلنا من انصاره واعوانه

و اشهدان الموت حق و الجنه والنار حق واشهد ان الصراط و المیزان حق

اما بعد از آنجا که مرگ حق است چه بهتر که انسان بیشتر بفکر حسابش باشد ، اینک وصیت نامه این بنده گنهکار است که امید به رحمت و فضل حق دارد و شفاعت پیامبر و قرآن ومعصومین (ع) را انتظار می برد.

*وصی بنده در درجه اول پدر بزرگوار سید حبیب الله طاهری (در گرگان /تلفن منزل 6657/مدرسه 8887)

ودر درجه دوم برادر عزیزم   سید محد صادق طاهری  (در مشهد سپاه ستاد منطقه /84005 )

دردرجه سوم برادر و دوست و داماد ما شیخ عبدالله مازند رانی  (مشهد /دریا دل /حمام باغ / تلفن 59015)

و یادوست و داماد دیگر ما   شیخ مرتضی خسروی (مشهد / تلفن 50579 )می باشند.

*نمازها چندان خوب نبوده / درحدود یکسال و نیم که تقریبا قرائتم (در مستحبات بیشتر) خوب نبوده در صورت صلاح دید بخوانند.

*اموال /(که یا از حقوق دبیری بوده یا از منبر و از سپاه ونیز پدر ) بیشتر در دست دیگران است وضه بدهی ها و طلبها و نیز کتابهای امانتی ... را در دفترچه قرمز 200 برگ شماره2/ نوشته ام مراجعه و عمل شود.

*کتابها که درعرض سالهای طلبگی با پول پدر ویا... گرفته شده پس از خودم در مدرسه امام صادق (ع) در گرگان برای استفاده عموم باشد و البته کتابخانه مدرسه باید وضع بهتری از وضع فعلی آن پیدا کند.

*نوشته ها و مقالات

اینجانب از جوانی علاقمند به نوشتن بوده ام هر چند که صلاحیتش را نداشته ام و لذا نوشته های زیادی در دفتر و کلاسورها هست که به درد چاپ نمی خورد اینها بایگانی شود و اگر بنایی بر چاپ بعضی یادداشتها باشد با صلاحدید افراد مطمئن و مطالعه و تصحیح یا تذکرات آنها باشد ، بدون آنها و اصلاح آنها چاپ نشود ظاهراً بهتر است .

البته کارهایی که بتواند برای دیگران سرمشق باشد هست.

(مثلا دفتری در باره طرحها و مشکلات حوزه که باید به مسئولین مربوطه داده شود (مثل شورای مدیریت حوزه قم یا جامعه مدرسین / و نیز چندین جدول خلاصه درسها و تاریخ که باید به کسانی که اهل تحقیق اند سپرده شود تا استفاده یا چاپ کنند با اصلاح ).

*پول اگر چیزی ماند (بهتر است که از بدهکاران گرفته  نشود ) با نظارت پدر و.. مصرف شود.

*دفن اصرار بر جائی خاص ندارم هر چند که اگر در مشهد بودم در کنار علی بن موسی الرضا آرامش بیشتری است و اگر در عتبات قسمت بود در همان جا نیز.

*رضایت از همه دوستان و آشنایان و نا آشیانی که شاید دورادور مرا بشناسند و خدای نکرده بر زبانم بر علیه آنها چیزی گفته شده آرزوی رضایت دارم /خصوصا هنگامی که در جهاد بجنورد بودم خیلی ها را رنجانده ام که امید عفو از آنها دارم .

*پیام آخر

اینجانب چیزی برای عرضه ندارم هر چند که دوست دارم بگویم دوستای وصایای پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) وسایر ائمه هدی (ع) را بنگرند و بیاموزند.

وصیت را امروز که 22 بهمن 61/ مطابق 27 ربیع الثانی 1403 می نویسم / امروز روز بزرگی است آنچه به نظرم می رسد این است که انقلاب اسلامی نیاز به روحانی خوب دارد حوزه ها خیلی کمبود دارد . وباید به همه جوانان مستعد و علاقمند بگویم که هلموا یا اخوانی الی هذه الروضه که اینک معدن جوشش ها و سرزمین مقدس دنیا حوزه ها است حوزه ها را گرمتر و پرجوشش تر کنید که با این حوزه ها می توان جهانی را نجات داد اما ... و اما چند شرط دارد.

1-بنظرم می رسد اگر جوانان بعد از گذراندن دبیرستان و دپیلم یا لیسانس به حوزه بیایند خیلی بهتر است واگر زودتر هم میایند لااقل درپی این باشند که بدانند چرا باید طلبه شد ؟ آنچه مهم است شناخت هدف از خلقت انسان وهدف از بعثت انبیاء و هدف از این درس خواندنها است و بعد از شناخت حرکت در این مسیر.

2-درحوزه درس را پایه ای بخوانند و اهمیت زیاد به درسها بدهند عربی و ادبیات را خوب بخوانند و بعد وارد درسها بشوند / عجله هم نباید داشت.

3-در عین درس خواندن نباید ازمطالعه و جامعه شناختن دور ماند و به بهانه درس از جامعه نباید گریخت هر چند که جمع آن هم سنگین است.

جامعیت بسیار لازم است ./خصوصاً آنها که در سطح بالاتری از درسهایند به ابعاد مختلف اسلام توجه کنند و اسلام را درکل بشناسند و بساز این مسئله را پی گیری کنند که علل عقب ماندگی مسلمانها چه بوده و چه کنیم که دیگر نشود / وهمواره رو به پیش باشیم.

4-درس اخلاق در حوزه  ها خیلی کم است باید بسیار شود و کتابهائی مثل آداب المتعلمین مینه المرید (یا ترجمه آن ) خوانده شود.

5-ماطلبه ها و نه فقط ما بلکه همه باید بکوشیم که طلبه ای مورد رضای امام زمان عج ا... تعالی فرجه باشیم../ و بکوشیم که خود را برای یاری و سربازی او آماده کنیم.

6-مسئولین حوزه ها بیشتر به درد طلبه ها رسیدگی کنند و بیشتر طلبه ها را در همه ابعاد یاری رسانند و فقط درس دادن را کافی برای تمام ابعاد ندانند که هزار نکته باریکتر از مو اینجاست .. طلبه هم درس خوب می خواهد وهم مربی خوب و فکر نکنند که همه طلبه ها خودبخود شیخ انصاری می شوند / اگر مدیریت بهتری در حوزه ها بیایند درصد روحانی خوب بسیار بالا می رود و از طرفی جلو نفوذ دستهای خطرناک هم گرفته می شود.

و بار دیگر سفارش اینست که طلبه ها به بهانه درس ، جامعیت را رها نکنند و به بهانه جامعیت ، درسها را بی اعتنایی نکنند به نام جامعه و دنیا ، آخرت را فراموش نکنند و به نام آخرت ، جامعه را و دنیا را فراموش نکنند.

آری حوزه اکنون مهمترین نهاد جامعه ما است که می تواند مصلح تمام نهادها  و ادارات و دانشگاه ها و محیطها / و همه جهان بشری بگردد ان شاء ا...

و کسانی هم که نمی توانند به حوزه ها بیایند همیشه چشم به حوزه ها و کتب علمی  دانشمندان حوزه ها بدارند و با مطالعه (کتب اصول عقاید و مسائل و احکام اخلاق و تاریخ انبیا ء و ائمه (ع) و تاریخ اسلام ) همواره در جهت اسلام حرکت کنند و خلاصه پیرو خط مرجعیت شیعه که امروز بحمدالله در چهره تابناک امام امت خمینی بزرگ جلوه کرده است باشند .

خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

27 ربیع الثانی /1403 هجری قمری

22 بهمن 1361 هجری شمسی /تحریر شد .

سید محمدطاهر طاهری


خاطرات سردار شهید

«محبوب قلبها »

فرزندم،ابتدا به عنوان استاد و عضو هیئت علمی در شهر مشغول به کار شد . امّا چندی بعد حضوردر میان نیروهای نظامی را لازم دید و عضو سپاه مشهد و لشگر پنج نصر شد . اخلاق خوب و متواضعانه محمد طاهر، در اندک مدتّی برادران آنجا را شیفتة خود کرد.

برادرانی همچون سردار قالیباف ، سردار نوریان و ... پس از مدتی که از حضور او در مشهد می گذشت، از قرارگاه خاتم الانبیاء پیشنهاد می شود که ایشان را به قرارگاه برده و به جایایشان نیروی دیگری که کارایی ایشان را داشته باشد برای لشگر بفرستند . ولی نیرویی که قابلیت و توانایی شهید طاهری را داشته باشد پیدا نکرده بودند.

به طور کلی بین او و فرماندهان خراسان الفتی عجیب ایجاد شده بود و او نیز نمی توانست از بچه های مشهددل بکند . پس از شهادتش برادران مشهدی خیلی متأثر شدند و در هجرش بسیار گریستند. محمدطاهر محبوب قلب بچه های لشگر نصر بود.

                                                                               «پدر شهید»

ایشان از کودکی اهل روزه بودند حتی اگر سحر هم ایشان را بیدار نمی کردیم بی سحر حتماً روزه می گرفت. دعای عهدایشان هرگز ترک نمی شد.  

                                                                  «مادر شهید»

  • هادی عرب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی